پس نه پس - ادبیات

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 40
» بازديد ديروز : 2
» افراد آنلاين : 2
» بازديد ماه : 41
» بازديد سال : 125
» بازديد کل : 125
» اعضا : 0
» مطالب : 18

ادبیات


تاریخ انتشار پست : 1396/2/12 بازدید : 0

ادب به معنی فرهنگ، دانش، هنر، حسن معاشرت، حسن محضر، آزرم، حرمت، پاس، تأدیب و تنبیه است. ادب، دانشی است که قدما آن را شامل علوم لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط و قوانین قرائت می باشد. به دانشی که متعلق به ادب است، ادبیات گفته می شود. ادبیات جمع "ادبیه" است که امروزه جمع "ادب" نیز محسوب می شود.[i] واژه "ادبیات" اصطلاحی است که برای علومِ ادبی یا آثارِ ادبی استفاده می شود.

 

اکثر متخصصان ادبیات بر این باورند که عناصرِ اصلی ادبیات "تخیل، احساس، معنا و اسلوب" می باشند. اما نظر من خلاف این است. من تصور می کنم که معنا و اسلوب جزء عناصرِ لاینفکِ ادبیات هستند. اما ادبیات می تواند عناصرِ تخیل و احساس را نداشته باشد. همانطور که می دانیم ادبیات تعلیمی ادبیاتی است که در دانشگاه ها دانشجویانِ تمام رشته ها باید بخوانند مانند ادبیات دارویی، ادبیات کامپیوتر و از این دست. می دانیم که این نوع از ادبیات دارای عنصرتخیل و احساس نیست به همین دلیل فکر می کنم که دو عنصرِ معنا و اسلوب دو عنصرِ اصلی در ادبیات محسوب می شود. اسلوب هم عنصری است که قابل حذف نیست. هر قدر که روش های متنوع برای بیان احساسات و افکار به کار رود باز هم اسلوبی دارد. حتی اگر آن اسلوب را هیچ کجا قبلا ندیده باشیم و به نظرمان عجیب بیاید. از نظرِ من معنا است که بر یک قطعه ادبی ارزش می گذارد و می تواند آن را ماندگار کند.

 

شکل های رایج ادبیات دو شکل نثر و نظم (شعر) می باشد. اما انواعِ ادبیِ به چهار دسته حماسی، نمایشی، غنایی و تعلیمی تقسیم می شود. تفاوت اشکالِ ادبی با انواع ادبی در این است که اشکالِ ادبی ظاهر آن قطعه ادبی را مشخص می کند. اما انواع ادبی باطن و در واقع، متنِ قطعه ادبی را موردِ ارزیابی قرار می دهد. من فکر می کنم که شکلِ رایج ادبیات می تواند نثر باشد. زیرا که نوشتنِ نثر راحت تر است و افراد بیشتر به این شکل خو گرفته اند. دلیل دیگر می تواند این باشد که نوشته های نثر نسبت به نوشته های نظم، کمتر به تخیل و احساسات احتیاج دارند.


دکتر عبد الحسین زرین کوب در تعریف ادبیات می گوید "به طور کلی ادبیات آنگونه سخنانی است که از حد سخنان عادی برتر و والاتر بوده و مردم آن سخنان را در خور ضبط و نقل دانسته اند و از شنیدن آنها دگرگون گشته اند و احساس غم و شادی یا لذت و الم کرده اند."[ii] من احساس می کنم که این تعریف یکی از تعاریف جامع و کامل از ادبیات می تواند باشد. از آنجایی که پیشتر گفتم ادبیات به سخنانی گفته می شود که معنا و مفهومی در آنها نهفته باشد و این معنا و مفهوم باید به شکلی بیان شود که جذاب و و تأثیر گذار باشد.

 

دسته : ادبیات ,
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد