X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



پس نه پس - اقتصادی

پس نه پس - اقتصادی

موضوعات
Category

لينك هاي روزانه
Daily Links

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 28
» بازديد ديروز : 2
» افراد آنلاين : 2
» بازديد ماه : 479
» بازديد سال : 800
» بازديد کل : 800
» اعضا : 0
» مطالب : 31

تجربه های تلخ رهبران کسب و کار


تاریخ انتشار پست : 1396/9/5 بازدید : 2

هر فردی در زندگی خود دچار اشتباهاتی می‌شود. رهبران کسب و کارهای بزرگ نیز از این قضیه مستثنا نیستند و سختی‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌اند.

اگر به عظمت فیس‌بوک یا جنرال الکتریک نگاهی بیندازید، حتماً می‌گویید که رهبران آن‌ها حتما یک طلسم موفقیت دارند و در زندگی هیچ مشکلی نداشته‌اند. سپس در ادامه با خود می‌گویید: «تنها کسی که روی طلا دست می‌گذارد و آن طلا تبدیل به سنگ می‌شود یا کسب و کاری را شروع می‌کند و بلافاصله شکست می‌خورد، من هستم؛ چون هیچ شانسی ندارم». درست حدس زدیم؟ هیچ طلسم یا شانسی در کار نیست و همه‌ی این افراد شکست را تجربه کرده‌اند؛ فقط تفاوتشان با شما استفاده از آن شکست یا بدشانسی به‌عنوان یک تجربه برای به دست آوردن موفقیت است. در ادامه با زومیت همراه باشید تا چند خاطره از آن روی سکه دنیای کسب و کار را که ما با نام شکست می‌شناسیم و کارآفرین‌ها آن را تجربه می‌نامند، برای شما بازگو کنیم.

مدیر اجرایی یک شرکت بزرگ در حقیقت مانند فردی است که در سطح اول جهانی قرار دارد؛ اما به دست آوردن این مقام نیازمند به هم پیوستن رشته‌های زیادی است که برخی از آن‌ها باتجربه‌های تلخ همراه هستند.

کارول بارتز یکی از مدیران پیشین یاهو و آتودسک دراین‌باره می‌گوید: « مردم در مورد کار و موقعیت ما اطلاعات زیادی ندارند و فقط ظاهر قضیه را می‌بینند.»

بارتز یکی از مدیران و کارآفرینان باسابقه‌ای است که با او در نسخه آینده کتاب Freakonomics مصاحبه شده است. در نسخه جدید Freakonomics با تعدادی از مدیران ارشد جهان در ارتباط بااینکه چگونه روزهای خود را می‌گذرانده‌اند، مصاحبه شده است. اولین بخش فصل جدید را می‌توان در این مقاله دید.

الن پائو، مدیر عامل سابق ردیت، در مصاحبه خود برای معرفی تجربه تلخش می‌گوید: «زمانی که شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران به دنبال یک نوع خاص از رهبر هستند، مجبورند او را با اخلاقیات خاصش بپذیرند.»

«این نوع ایده تطبیق الگو می‌تواند بسیار سمی باشد. اگر به آنچه در دنیای سرمایه‌گذاری اتفاق افتاده نگاه کنید، مارک زاکربرگ، بنیان‌گذار فیس‌بوک را پیدا می‌کنید که توانست شرکتی با ارزش میلیاردها دلار بنا نهد. او در سن جوانی توانست میلیاردر شود و هر فردی به دنبال تقلید از الگوی او است. رئیس من نیز در همان زمان این ویژگی را داشت. او یک مرد سفیدپوست بود که دانشگاه استنفورد را ترک کرد؛ ولی یک فرد غیر اجتماعی بود. سرمایه‌گذاران نیز با توجه به زندگی مارک زاکربرگ دنبال چنین افرادی بودند تا سکان کشتی آرزوهای خود را به دست آن‌ها بسپارند. سپس برخی از این کارآفرین‌های اخراجی توانستند موفق شوند؛ ولی بعضی از آن‌ها دارای یک سری رفتارهای ناشایست بودند که ممکن بود روی فرهنگ سازمان تأثیر بگذارد.»

کسب و کار

الن پائو دراین‌باره می‌گوید: «در حال حاضر با افزایش هشتگ MeToo# در شبکه‌های اجتماعی و آگاهی از رفتار نامناسب در محل کار، مدیران اجرایی باید آماده پذیرفتن برخی تصمیمات دشوار باشند. در این شرایط به مدیرعامل بستگی دارد که بگوید: نه ما باید از این فرد خلاص شویم. بله ممکن است برخی معاملات ما با مشکل مواجه شوند یا برخی از مشتریانمان را از دست دهیم؛ ولی من باید این فرد نامناسب را اخراج کنم. »

مارک زاکربرگ هم در چند سال اخیر با مشکلات متعددی مواجه شده است. شبکه اجتماعی او با چالش‌های سیاسی و اخبار ضدونقیض زیادی دراین‌باره روبرو شد که راه‌ حل آن‌ها به گفته زاکربرگ، به‌سختی می‌توانست به مرحله اجرایی برسد.

او درجایی دیگر می‌گوید: «یکی از سؤال‌هایی که افراد همیشه از من می‌پرسند این است که چرا دیدگاه‌های مخالف نسبت به کسب‌وکارم را در قالب یک مقاله در سایت خود منتشر نمی‌کنم؟ تا به اینجا همه‌چیز ظاهراً درست است، بنابراین شما مقاله‌ای دارید که در خبرنامه شما مطرح می‌شود و شامل انتقاداتی است، اما آیا پس از انتشار این مقاله می‌دانید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ مثل تجربه تلخ قبلی من اگر شما این مقاله را به‌درستی تنظیم نکنید، آن انتقاد تبدیل به عقیده اصلی کاربران نسبت به کسب و کار شما می‌شود.»

جک ولش، مدیر اجرایی افسانه‌ای برند جنرال الکتریک نیز سهم خود از این چالش‌ها را که منجر به انفجار در کارخانه شد، این‌گونه بیان کرده است:

«من یک کارخانه تازه‌تأسیس را منفجر کردم. رئیس بخش متوجه شد و از من توضیح خواست. خوشبختانه هیچ‌کسی کشته نشد. من ‌به نیویورک فراخوانده شدم تا شرح اتفاق را به رئیس رئیس رئیس خود توضیح دهم.»

ری دالیو، بنیان‌گذار Bridgewater Associates نیز یک تجربه بد در زندگی کسب و کاری خود دارد. او پس از یک اتفاق در بازار سهام تقریباً ورشکست شد و پول خود را از دست داد، او دراین‌باره می‌گوید:

«من مجبور شدم مشتریان خود را رها کنم. پول خود را از دست دادم، شرایط بسیار بدی داشتم و مجبور شدم ۴۰۰۰ دلار از پدرم قرض بگیرم، سپس به افرادی که در تجارتم برای من مانند خانواده بودند، اجازه دادم به یک کسب و کار دیگر بروند، این اتفاق برای من خیلی زجرآور بود. این اتفاق بسیار دردناک یکی از بهترین تجربیاتی بود که در زندگی من اتفاق افتاد؛ زیرا به من یاد داد که دیدگاه «حق با من است» را با دیدگاه «چگونه بفهمم که حق با من است» عوض کنم.»

از این مقاله دریافتیم که رهبران کسب و کارهای بزرگ با چه اتفاقات تلخی روبرو شده‌اند و چه فشاری را تحمل کرده‌اند. از خاطره تلخ هر کارآفرین چه نتایجی گرفتید؟ می‌توانید آن را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
منبع www.inc.com/eric-mack/ceos-from-ge-yahoo-facebook-others-reveal-dark-side-of-running-things.html

سرمایه گذاری های موفق


تاریخ انتشار پست : 1396/7/28 بازدید : 1

موضوعات مربوط به ثروت‌ساختن و پولسازی معمولا یکی از مباحث جالب و پرطرفدار است. در این نوشتار با ۴ سرمایه گذاری که ثروتمندتان می‌کند آشنا می‌شوید.

۴ سرمایه گذاری که ثروتمندتان می‌کند
۱. در امر تحصیل سرمایه‌گذاری کنید

حتى اگر موفق نشدید از طریق كنكور وارد دانشگاه دولتی شوید، با هزینه‌ی شخصى به دانشگاه بروید. مطمئن باشید با انتخاب رشته‌ی صحیح بعدها چند برابر هزینه‌ی سرمایه‌گذارى شده براى تحصیل خود را به دست خواهید آورد. براى مثال اگر شخصى كه به کسب و کار علاقه‌مند است، مدرك MBA بگیرد، هزینه‌ی تحصیل خود را بعدها در كمتر از یك سال به دست خواهد آورد.

مطلب مرتبط: ۱۰ بهترین استراتژی های سرمایه گذاری
۲. در بازارهاى مالى سرمایه‌گذارى كنید

بازارهاى مالى محل مناسبى براى چند برابر كردن پول شما هستند. اگر خود را به دانش لازم مجهز كنید و فرد فرصت‌شناسى باشید قادر خواهید بود چند برابر درآمد سالانه خود را از این طریق به دست آورید. خرید سهام شركت‌هاى معتبر و اوراق قرضه راهى مطمئن براى ایجاد درآمد فرعى است. براى افراد ریسك‌پذیرتر، سرمایه‌گذارى در بازار بورس، سود بیشترى به دنبال خواهد داشت. در كنار این‌ها نباید از سرمایه‌گذارى روى طلا و ارز غافل شد. این بازارها در شرایط بحران‌هاى اقتصادى داخلى یا جهانى، به طرز شگفت‌آورى سودآورى دارند.
۳. در مستغـــلات سرمــایه‌گـــذارى كنید

خرید املاك استیجارى یا زمین در مكان‌هاى رو به رشد، سرمایه‌گذارى است كه شما همواره برنده آن خواهید بود. با توجه به افزایش جمعیت و در نتیجه بالا رفتن تقاضا براى مسكن و همچنین املاك تجارى، مى توانید انتظار یك سود تضمین شده را داشته باشید. اگر فرد ریسك پذیرى نیستید مى‌توانید با خرید یك واحد استیجارى، نه تنها از افزایش سرمایه خود مطمئن شوید، بلكه از اجاره‌ی ماهانه آن استفاده كنید. اگر هم وقت و انرژى كافى دارید و به دنبال سود بالا هستید، پیشنهاد مى‌شود به صورت فردى یا مشاركتى اقدام به ساخت و ساز كنید.

مطلب مرتبط: ۳ روش که چگونه سرمایه گذاری کنیم ؟
۴. در وقت و زمان خود سرمایه‌گذاری کنید

به جاى اینكه چند ساعت در روز را به بطالت صرف كنید، سعى كنید براى كل روزتان برنامه‌ریزى داشته باشید. از هر زمانى براى یادگیرى مطالبى مانند ساز و كارهاى اقتصادى، عملكرد شركت‌هاى بورس، مدل‌هاى ریاضى ساده و پیشرفته تحلیل مالى و … استفاده كنید.


منبع: رنگ مهر

اقتصاد خرد


تاریخ انتشار پست : 1396/2/19 بازدید : 3

اقتصاد خرد به مطالعه‌ی اجزای انفرادی یک اقتصاد بزرگ‌تر و رفتار شخصیت های اقتصادی منفرد در داخل آن می‌پردازد. اقتصاد  خرد عوامل موثر بر انتخاب های اقتصادی افراد، چگونگی تاثیر تغییرات بر این عوامل، و چگونگی تعیین قیمت‌ها و تقاضا توسط بازارهای منفرد را پوشش می‌دهد. تمرکز مطالعه‌ی اقتصاد بر نظریه‌ی تقاضا، نظریه‌ی شرکت، تقاضا برای نیروی کار، و عوامل تولید معطوف است. به طور کلی، اقتصاد خرد برخلاف اقتصاد کلان، به مطالعه‌ی رفتار اقتصادی واحدهای منفرد اقتصاد می‌پردازد، نه به کلیت اقتصاد به عنوان بدنه‌ای واحد.اقتصاد خرد چیست ؟
تاریخچه‌ی علم اقتصاد خرد

شاید اولین متن موجود که شبکه‌ی پیچیده‌ی مصرف‌کننده و فرایند تصمیم‌گیری را توضیح می‌دهد، متعلق به ریاضی‌دان سوئیسی، نیکولاس برنولی (۱۶۹۵-۱۷۲۶) باشد. نظریه‌ی آدام اسمیت در مورد “‌لسه فر‌“‌ یا عدم مداخله که در اواسط قرن هجدهم معرفی شد با تمرکز بر بازارهای آزاد و سرمایه‌داری بر نظریه‌های اقتصادی آن زمان تسلط یافت. دیدگاه اقتصادی اسمیت تا اوایل قرن بیستم، هنگامی که آلفرد مارشال (۱۸۴۲-۱۹۲۴)، اقتصاددان متولد لندن، تفکرات اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد، تا دو قرن بر اقتصاد حاکم بود. مارشال در کتاب‌اش با عنوان “‌اصول اقتصاد‌” مفاهیم مطلوبیت مصرف‌کننده، منحنی تقاضا، و کشش قیمتی تقاضا را قاعده‌مند کرد.

جان مینارد کینز (۱۸۸۳-۱۹۴۵) که از دهه‌ی ۱۹۳۰ روی ایده‌های انقلابی‌اش در مورد چگونگی مدیریت اقتصاد توسط دولت کار می‌کرد، به تاثیرگذارترین اقتصاددان قرن بیستم تبدیل شد. همان‌طور که ایده‌های کینز اقتصاد جهان را تحت تاثیر قرار داد، مارشال نیز در حوزه‌های مالی تاثیرگذار بود. مطالعه‌ی واحدهای منفرد اقتصاد به بخشی جدایی‌ناپذیر از مفهوم اقتصاد تبدیل شد. در دهه‌ی ۱۹۵۰، هربرت الکساندر سیمون نظریه‌ی رضایت‌بخشی (satisficing) خود را معرفی کرد؛ نظریه‌ا‌ی در مورد رفتار مصرف‌کننده مبنی بر این‌که وقتی مشتری کالاها یا خدمات را پیدا می‌کند که مورد نیاز و ظاهرا به اندازه‌ی کافی مطلوب هستند، نیاز و تلاش برای تصمیم‌گیری به پایان می‌رسد.
اقتصاد خرد در عمل

اقتصاد خرد در مورد تاثیرات تصمیم‌هایانسان های منفرد، و چگونگی تاثیرگذاری این تصمیم‌ها بر کارکرد، مصرف، و توزیع منابع کمیاب مطالعه می‌کند. اقتصاد خرد چرایی و چگونگی اختلاف ارزش کالاها و خدمات مختلف، دلایل تصمیم‌های افراد، و چگونگی هماهنگی و همکاری بدنه‌های منحصر به فرد اقتصاد را توضیح می‌دهد، و پیش‌بینی می‌کند چگونه رفتارهای فردی باعث ایجاد تغییر در تولید می شود. اقتصاد خرد مطالعه‌ی گرایش‌های اقتصادی است.
عرضه و تقاضا

عرضه و تقاضا از بخش‌های اساسی اقتصاد خرد به شمار می‌رود که در تعیین قیمت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در بازار کاملا رقابتی، جنبه‌هایی نظیر مالیات بر مبنای هر واحد کالا یا خدمات، کنترل قیمت‌ها، و اثرات جانبی یک محصول خاص به گونه‌ای نیستند که تقاضا با عرضه یکسان باشد، قیمت واحد در طول تولید همان قیمت بازار است، و در این میان تعادل اقتصادی وجود دارد. در شرایط واقعی، کاهش عرضه باعث کمبود کالا در بازار می‌شود، و بر قیمت تاثیر می‌گذارد: وقتی تقاضا افزایش یابد، قیمت‌ها نیز بالا می‌روند و متعاقبا وقتی عرضه افزایش یابد قیمت‌ها پایین می‌آیند.
کشش

کشش، درجه‌ای از تغییر در تقاضای مصرف‌کننده در اثر تغییر در قیمت کالایی خاص است. کالا یا خدمات با کشش، به نوسانات قیمت حساس هستند در حالی که کالاهای بی کشش به تغییرات قیمت حساسیت نشان نمی‌دهند. برای مثال، هنگامی که قیمت انبه افزایش یابد، شاید مصرف‌کننده تصمیم بگیرد به جای انبه، پرتقال بخرد (که ارزان‌تر است)، و در بلند مدت، تقاضا برای انبه کاهش ‌یابد. از جمله کالاها و اجناس بی کشش می‌توان به محصولات الکتریکی و پزشکی اشاره کرد؛ که حتی وقتی قیمت‌ها بالا می‌روند، تقاضا هم‌چنان به شکلی اساسی و مستمر ادامه می‌یابد. صاحبان کسب و کار و سرمایه‌گذاران کالاهای بی کشش را ترجیح می‌دهند زیرا در اثر تغییرات عرضه و تقاضا کم‌ترین تاثیر را می‌پذیرند.

هزینه‌ی فرصت، ارزیابی انتخاب گزینه‌ها و جایگزین‌هایی است که چگونگی تعیین اولویت‌های افراد یا صاحبان کسب و کار را تعیین می‌کند. به عبارت دیگر، پرداخت هزینه‌ برای به دست آوردن چیزی که با هزینه‌ی پولی و ارزشِ هر آن‌چه نتوانسته‌اید به دست بیاورید، برابری می‌کند. برای مثال، “‌به جای خرید خودرویی به ارزش یک میلیون دلار، چه چیزهای دیگر می‌توانید بخرید؟‌”
ساختارهای بازار

درون همه‌ی ساختارهای بازار، نظام‌های تعاملی فراوان وجود دارند. این ساختارهای بازار شامل انحصار یا مونوپلی، انحصار چند جانبه، بازارهای رقابتی، و رقابت‌های کامل می‌شوند. در ساختار انحصاری یا مونوپلی تنها یک عرضه‌کننده کالای خاص مورد نیاز را تامین می‌کند، و در ساختار انحصار خرید (انحصار در طرف تقاضا) تنها یک خریدار برای کالایی خاص وجود دارد. در ساختار انحصار چند جانبه شماری معدود از شرکت‌ها بازار را اداره می‌کنند و بر اکثریت سهام مسلط هستند. در “ساختار انحصار چند جانبه در طرف تقاضا‌” شمار فروشندگان بسیار بیش‌تر از شمار خریداران است. در ساختار رقابت کامل، “منحنی کشش تقاضای مطلق‌” وجود دارد. در بازارهای رقابت انحصاری، شرکت‌هایی فراوان با محصولاتی نسبتا متفاوت وجود دارند و هر یک بخشی کوچک از سهم بازار را در اختیار دارند.
تولید

نظریه‌ی تولید به مطالعه‌ی تولید می‌پردازد و آن را این‌گونه توصیف می‌کند؛ تبدیل اقتصادی منابع ورودی به خروجی‌هایی در قالب کالاها و خدمات. منابع ضروری‌ترین عامل برای ایجاد کالا یا خدمات هستند. این منابع شامل ساخت، بسته‌بندی، انبار، و حمل‌ونقل می‌شوند. به عبارت ساده، تولیدْ هرگونه فعالیت اقتصادی را به جز مصرف در بر می‌گیرد، و مصرف نیز به معنی خرید نهایی از محصول نهایی است. هزینه‌ی تولید توسط منابعی تعیین می‌شود که در فرایند تولید به کار گرفته شده‌اند. بنابراین، هزینه‌ها شامل عوامل تولید می‌شوند: زمین، کار، و سرمایه. در این میان، فناوری می‌تواند به یکی از اشکال سرمایه‌ی ثابت یا سرمایه‌ی در گردش باشد.
حوزه‌های مرتبط با اقتصاد خرد

هنگامی که تولید‌کننده قیمت کالایی را بالا می برد، معمولا مصرف‌کنندگان کم‌تر آن کالا را می‌خرند. وقتی عرضه محدود می‌شود، معمولا قیمت‌ها افزایش می‌یابد. در این شرایط، اقتصاد خرد به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا میزان ریسک و ارزش خطر کردن را ارزیابی کنند و چشم‌اندازی را از اتفاقات آینده به آن‌ها نشان می‌دهد. هم‌چنین اقتصاد کلان با صنایعی در ارتباط است که به دنبال ورود به بازار رقابتی هستند. اقتصاد کلان در حوزه‌ی سیاست نیز برای ارزیابی نقش نهادها و احزاب سیاسی در تعیین نتایج سیاسی، و در موسسه‌های حقوقی برای بررسی کارآمدی نهادهای رقابتی، و در امور عمومی برای تعیین مالیات‌ها و سیاست‌های هزینه‌ای لازم برای اقتصاد یک کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ترجمه: تحریریه سایت کسب و کار بازده – امیررضا مصطفایی

منبع: ورلد اطلس

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد