X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



پس نه پس - روانشناسی

پس نه پس - روانشناسی

موضوعات
Category

لينك هاي روزانه
Daily Links

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 42
» بازديد ديروز : 2
» افراد آنلاين : 2
» بازديد ماه : 493
» بازديد سال : 814
» بازديد کل : 814
» اعضا : 0
» مطالب : 31

عوامل اضطراب کودک در مدرسه


تاریخ انتشار پست : 1396/8/30 بازدید : 2

اضطراب کودکان در دوران مدرسه از عوامل بسیاری نشأت می‌گیرد که یکی از این عوامل ریشه در نحوه برخورد والدین در دوران کودکی و پیش از دبستان دارد.

 

والدین سخت گیر،مضطرب،افسرده و مشکل دار اغلب کودکانی را پرورش می‌دهند که شخصیت وسواسی و مضطرب دارند و قطعا در آینده تمامی این اختلالات رفتاری را وارد زندگی اجتماعی و زناشوئی خود می‌کنند.

از آنجا که اضطراب ریشه بسیاری از بیماریهای روانی در افراد است ،آشنایی با علل ایجاد کننده آن و پیشگیری از بروز رفتارهای زمینه ساز آن از سوی والدین بسیار حائز اهمیت است.روان شناسان راهکارهای موثری را در این خصوص مطرح کرده‌اند؛ دکتر میر آخورلی روان شناس تربیتی به بیان این راهکارها می‌پردازد.

اضطراب جدایی از والدین در مدرسه
در دوران مدرسه مجموعه ای از ترسها برای کودک ایجاد می‌شود. اولین ترس ،ترس از محیط مدرسه است. ترس از مدرسه به عناوین مختلف بروز می‌کند که یکی از آنها ترس از معلم است. البته این ترس در دوران مهد هم بوجود می‌آید. گاهی اوقات کودکان قادر به برقراری رابطه عاظفی با معلم خود نیستند و احساس می‌کنند از جانب معلم با آسیب مواجه خواهند شد و یا معلم آنها را دوست ندارد.

همین عامل باعث ایجاد حس اضطراب در آنها نسبت به محیط مدرسه می‌شود. این مسأله برمی‌گردد به اضطراب جدایی دوران کودکی پیش از مدرسه که اغلب درسنین 6 ماهگی به بعد آغاز می‌شود. اگر در این دوران والدین رفتار مناسبی با کودک داشته باشند این اضطراب به خوبی پشت سر گذاشته می‌شود ودر دوران مدرسه کمتر دچار اضطراب جدایی از والدین برای رفتن به مدرسه می‌شود.

اگر غیر این مساله اتفاق افتاده باشد و کودک در این دوران تحت تأثیر رفتار نادرستی از جانب والدین باشد و این اضطراب را از همان دوران به همراه داشته باشد، زمانیکه به مهد و مدرسه می‌رود،این اضطراب باز به سراغ او می‌آید.ا اضطراب برای همه کودکان یکسان نیست و برخی از آنها زود با این مسأله کنار می‌آیند و برخی دیگر خیر.این مساله کاملا به دوران کودکی فرد باز می‌گردد.

راهکار مناسب در برخورد با کودکی که دچار اضطراب جدایی است و به مهد نمی‌رود این است که والدین با مراجعه به روان شناس رفتارهایی را فرا بگیرند که بتوانند بدون ایجاد ترس در کودک او را به مدرسه بفرستند. به زور فرستادن کودک به مدرسه اضطراب او را بیشتر می‌کند. اینکه گمان شود که کودک پس از گریه بالاخره آرام خواهد شد،تفکر صحیحی نیست بلکه ما تنها به ظاهر شاهد آرام شدن کودک هستیم درحالیکه او اضطراب خود را تجربه کرده است.متصدیان مهد و مدرسه اغلب توصیه می‌کنند که کودک را در این حالت رها کنید تا آرام شود درحالیکه این اقدام روش درستی نیست.

ضرورت ارتباط نزدیک کودک ومادر در خردسالی
این استاد دانشگاه ضمن بیان نقش موثر ارتباط کودک با مادر در سنین زیر دوسال در کاهش اضطراب بزرگسالی افزود: در این دوران مادر بهتر است ارتباط نزدیکی با کودک برقرار کند.

توصیه روان شناسان این است که اگر امکان گرفتن مرخصی برای مادران شاغل در این دوران وجود دارد این کار حتما صورت بگیرد. دو سال اول زندگی بیشترین نیاز کودک به مادر است.

این مساله در حفظ آرامش و جلوگیری از اضطراب بسیار با اهمیت است و نشان دهنده وابستگی کودک نیست.اضطراب جدایی معمولا از 6 ماهگی آغاز و تا یک سال و نیمگی به اوج خود می‌رسد . بعد از این سنین کمرنگ شده و نهایتا تا 3 سالگی رفع می‌شود. ما باید متوجه باشیم که کودک ما در چه سنی قرار دارد.اگر بین یک تا یک سالگی است دراوج وابستگی قرار دارد و ایرادی وجود ندارد.

راهکارهای ارتباطی با اضطراب کودک
البته راهکارهایی برای راحتی مادر وجود دارد زیرا به هر حال چسبیدن زیاد کودک به مادر باعث آزار او می‌شود.البته این مشکل در کودک طبیعی است و او در حال گذران اضطراب جدایی این دوران است. بطور مثال استفاده از عروسک و اسباب بازی که کودک آن را دوست دارد وبازی مادر و کودک با این اسباب بازی بسیار کمک کننده است.

برای کودک عروسکی که مادر به همراه او با آن بازی کرده است جایگزین عدم حضور موقتی او می‌شود و به او آرامش می‌دهد و زمانیکه او قصد انجام کاری را دارد بهتر است با کودک و اسباب بازی مورد علاقه بازی کرده و سپس به آرامی کودک و اسباب بازی را رها کند.

قرار دادن کودک در محیطی که قادر به دیدن مادر باشد به دلیل عدم شناخت و حافظه تکمیل نیافته کودک ضرورت دارد. این احساس که کودک بپذیرد نبود موقتی مادر دلیل برای نبود همیشگی او نیست در وجود او هنوز شکل نگرفته است. این مسأله همان پایداری شی است که پیاژه آن را بیان کرده است.

وی ادامه داد: اگر مادر قصد بیرون رفتن از منزل را دارد بهتر است در مقابل دید کودک این کار را بکند. اقدامی که معمولا شاهد عکس آن هستیم. زمانیکه در مقابل چشم او اینکار را می‌کنیم به او میفهمانیم که مادر ممکن است زمانی نباشد.

اگر شما غیر این رفتار کنید ترس را در او تشدید می‌کنید.ترک غیر ناگهانی کودک به او بر اساس تجربه می‌فهماند که در رفتن مادر برگشتی هم هست ولی زمانیکه در مقابل چشم او منزل را ترک نکنید او به یکباره دچار وحشت می‌شود.

قرار دادن کودک در کنار فردی که در این موارد جایگزین مادر شود بسیار راهگشا است. این فرد باید کسی باشد که کودک با او رابطه عاطفی خوبی دارد.

 

اضطراب دوران مدرسه

کمالگرایی والدین زمینه ساز اضطراب دوران مدرسه‎

 

کمالگرایی والدین زمینه ساز اضطراب دوران مدرسه
دکتر آخورلی ضمن اشاره به نقش مهم کمالگرایی والدین در بروز رفتارهای اضطراب گونه در کودکان افزود: فشار بیش از حد آوردن برای کسب موفقیت دوران مدرسه و اینکه کودک نباید در هیچ درسی نمره پایین بیاورد،زمینه ساز اضطراب در او است. این والدین تمایل دارند کودک در تمام درسها موفق باشد و به همین دلیل موجب اضطراب در او می‌شوند.اغلب والدین از این نکته غافل هستند که کودک باید اشتباه کند تا بیاموزد. این والدین برای تصحیح رفتار غلط خود ابتدا باید در درمان شخصیت کمال طلبانه خود کوشا باشند.

وی در ادامه گفت: یکی دیگر از عوامل ایجاد کننده اضطراب دوران مدرسه ناشی از مشکل دوستیابی کودک در مدرسه است. عدم برقراری رابطه با همکلاسی‌ها برمی‌گردد به فراگیری رابطه اجتماعی در گذشته کودک که میتوان با بازی درمانی و نمایش درمانی این امر را به کودک آموزش داد.

کمک به برقراری ارتباط کودک با همسالان بسیار موثر است.یک بخش از اضطراب کودک نیز باز می‌گردد به ترس کودک از سایر همکلاسی‌ها که با آموزش نحوه برقراری ارتباط قابل حل است.

در برخی از موارد کودکانی که بهره هوشی پایینی دارند دچار اختلال یادگیری هستند و این مساله زمینه اضطراب را درآنها شکل می‌دهد.

علائم اضطراب
دکتر آخورلی افزود: کودکان ممکن است اضطراب خود را به صورتیکه بزرگسالان نشان می‌دهند،بروز ندهند. نشانه های اضطراب در کودکان بیشتر جنبه جسمانی دارد.در موارد ضعیف تر این امر صادق است.

در این زمان کودک با موهای خود بازی می‌کند و یا در زمان نوشتن تکالیف خیلی تکان می‌خورند و در زمان مراجعه به مدرسه ابراز حالت تهوع می‌کنند،احساس خستگی و بی قراری از دیگر رفتارهای بیان گر اضطراب است.

در موارد شدیدتر شاهد رفتارهایی نظیر جویدن ناخن و شب ادراری هستیم.اختلالات در خواب و خوراک و کابوسهای شبانه نشانه های دیگر اضطراب هستند.

راهکارهای تکمیلی
وی در انتها گفت: یک سری از راهکارهای روان شناسانه در کاهش اضطراب کودک موثر است:


*پرهیز از نزاع و درگیری در حضور کودکان.

*آموزش بیان احساسات به کودکان. زمانیکه مادر احساس می‌کند کودک مضطرب است دلیل این امر را جویا شود. ممکن است کودک خودداری کند در این حالت مادر می‌تواند از راهکارهایی نظیر داستان گویی دونفره استفاده کند. در این داستانها کودک اضطرابهای درونی خود را نشان می‌دهد.

*پرهیز از سرزنش،تحقیر و مسخره کردن کودک. بکار نبردن واژه هایی که شخصیت کودک را زیر سوال می‌برد مانند دختر بد و پسر بد و از این قبیل توصیه می‌شود.

* پرهیز از به رخ کشیدن اشتباهات کودک زیرا اعتماد به نفس کودک را کاهش می‌دهد.

*بیان دلیل تنبیه کودک به او.

*تا حد توان با کودک بازی شود زیرا بازی راه تخلیه اضطرابهای درونی است.

*پرهیز از مقایسه بین کودکان.زیرا هر کودک منحصر به فرد است.

منبع:سلامت نیوز

 

نحوه برخورد با کودکان بی نظم


تاریخ انتشار پست : 1396/7/13 بازدید : 1

بیشتر بچه هایی که رغبتی به مرتب کردن اتاق و وسایل شان ندارند، یک دلیل مشترک دارند: آنها فقط نمی خواهند این کار را انجام دهند، و بچه های زیادی هستند که در برابرمرتب و منظم بودن گهگاه مقاومت نشان می دهند. برای آنها معمولا چیزهای دیگری هیجان انگیز است، مثل تماشای تلویزیون یا ارتباط با دوستان.

بیایید از زاویه دیگری به این قضیه نگاه کنیم؛ اگر شما قرار باشد انتخاب کنید که کاری مفرح و لذت بخش انجام دهید یا کاری که برای تان مثل یک وظیفه کسل کننده است، کدام را انتخاب می کنید؟


"اتاق دختر 13 ساله ام خیلی وحشتناک است، انگار همین الان طوفان به آنجا زده! وقتی از او می خواهم تمیز و مرتبش کند، یا حرفم را نشنیده می گیرد یا عصبانی می شود و پرخاش می کند." اگر این حرف ها برای شما هم آشناست، بدانید که تنها نیستید. خیلی ها از اتاق درهم ریخته و نامرتب بچه های شان که حتی نمی شود در آن قدم گذاشت شاکی هستند، لباس هایی که همه جا پراکنده اند و آشغال هایی که باید در سطل آشغال باشند اما هر جایی هستند غیر از داخل سطل و ...، سر و کله زدن با بچه ای که اهمیتی به نظم و ترتیب فضای متعلق به خودش نمی دهد واقعا خسته کننده و طاقت فرساست. برای شما والدین، ایده هایی داریم که می توانند مفید باشند.


یک راه خوب برای مسئول کردن بچه ها نسبت به انجام کارهای مربوط به اتاق و حیطه شان این است که پاداش یا امتیازی که قرار است به او بدهید را مشروط کنید به انجام کامل کاری که از او خواسته اید

یک نکته مهم: اگر نامرتبی و شلختگی فرزندتان همراه با تغییرات رفتاری، افت تحصیلی و درگیری با همسالان بود و یا به طور کلی ضعف هایی در عملکردهایش دیدید، توصیه می کنیم به پزشک متخصص مراجعه کنید تا مطمئن شوید مشکل روحی و روانی خاصی ندارد. این مطلب درمورد بچه هایی است که معلوم شده بیماری یا اختلالی ندارند.


گاهی سرپیچی از مرتب کردن و منظم بودن بخشی از کشمکشی بزرگ تر و مداوم تر است، جدالی که در آن فرزند شما نه تنها انگیزه ای برای تمیز و مرتب بودن ندارد بلکه مایل است در برابر شما مقاومت نشان داده و کلا حرص شما را در بیاورد! هر چه بیشتر کنترلش کنید و وادارش نمایید کاری را که شما می گویید انجام دهد، او بیشتر نافرمانی کرده و سرسخت تر می شود. این اتفاق باعث می شود شما احساس ناتوانی و شکست کنید،عصبانی شوید، و به فکر فرو بروید:" ما به سختی کار می کنیم تا فرزندمان خانه ای امن و اتاقی مستقل برای خودش داشته باشد. کمترین کاری که می تواند بکند این است که فضای مربوط به خودش را مرتب و تمیز نگه دارد!" هر چند این روال، ناخوشایند و آزاردهنده است اما شما نباید این رفتار را شخصی تلقی کنید یا به عبارتی به خودتان بگیرید. بیشتر بچه ها شلخته و نامرتب هستند اما ربطی به خود شما یا شیوه تربیت و رفتارتان ندارد و همه چیز به خودشان برمی گردد.


زمانی که باید فقط "در اتاق را ببندید"!
یادتان باشد هروقت که امکان دارد، در اتاقش را ببندید و "بیخیال این قضیه شوید!"،  این انتخابی کاملا منطقی است که پیش روی شماست، مخصوصا زمانی که رفتارهای چالش برانگیز زیاد دیگری وجود دارد که باید درمورد آنها روی فرزندتان کار کنید. گذشته از این ها، این شلختگی مال ِ اوست و اگر دوست دارد این مدلی زندگی کند بگذارید این کار را بکند. البته این شیوه همیشه هم موثر نیست! مخصوصا وقتی که اتاق تنها متعلق به او نیست و آن قدر کثیف است که ممکن است سلامتی اش تهدید شود، مانند یک عفونت یا یک بیماری مسری. اگر داشتن یک اتاق " تمیز "، جدالی است که " شما " باید در آن برنده شوید، در اینجا چند استراتژی برای تان داریم:

 علت کودک بی انظباطی کودک,بی نظمی در کودکان

گاهی سرپیچی از مرتب کردن و منظم بودن بخشی از کشمکشی بزرگ تر و مداوم تر است

 
*اتاق را تقسیم بندی کنید و بعد پیروز این نبرد باشید!
اول از همه، اگر اتاق فرزندتان آنقدر طوفان زده و کثیف و آشفته است که حتی نمی توانید قدم در آن بگذارید، خیلی خوب و موثر است که اتاق را به چهار بخش تقسیم کنید و از او بخواهید در زمان های مجزا روی هر بخش کار کند، یا روی هر آیتم جداگانه تمرکز کند؛ مثلا اول آشغال ها، بعد لباس ها، و سپس اسباب بازی ها و ...


تقسیم یک کار بزرگ به بخش های کوچک تر برای هر تیپ بچه ای مفید است. خودتان را جای فرزندتان بگذارید و از دید او نگاه کرده و فکر کنید: او ممکن است نداند از کجا شروع کند و با خود بگوید: "وای، من هیچ وقت نمی توانم این اتاق را مرتب کنم، چرا خودم را به زحمت بیاندازم؟" بنابراین شما باید این کار را برایش راحت کنید و نشانش دهید که چطور با برداشتن قدم های کوچک شروع کند.


*" فقط برای شروع" کمکش کنید.
نکته ای دیگری که باید مدنظرتان باشد این است که فقط کمکش کنید تا شروع کند. مخصوصا بچه های کوچک تر واقعا نیاز دارند تا برای شروع کمک شان کنید. هیچ اشکالی ندارد که 15 تا 30 دقیقه با او در اتاقش باشید و بسته به سنش نشانش دهید که چطور باید شروع کند تا کارش کامل شود. مثلا شاید لازم باشد به او یاد دهید لباس را از روی زمین بردارد، بررسی اش کند و بعد در کمد یا سبد لباس های کثیف بگذارد. خیلی مهم است که بچه ها دقیقا بدانند شما از آنها چه می خواهید. خیلی وقت ها ما فکر می کنیم بچه ها می دانند چه باید بکنند، اما آنها واقعا نمی دانند؛ و نیاز دارند مسیر کارشان به آنها نشان داده شود، قبل از این که اقدام کنند. کمک برای شروع، این امکان را به شما می دهد که برای فرزندتان نقش الگو را داشته باشید، البته جوری که فقط برای شان روشن شود از آنها چه می خواهید، نه این که در پایان ببینید " شما " اتاقش را برایش تمیز و جمع و جور کرده اید!


*لطفا فداکاری نکنید!
اگر فرزندتان آنقدر بزرگ و بالغ است که خودش این کار را انجام دهد، لطفا شما این کار را برایش نکنید. این که وارد اتاقش شوید و آن جا را برایش تمیز و مرتب کنید، واقعا به ضرر خود شماست و نتیجه ی معکوس می گیرید. چون به او نشان می دهید که فکر نمی کنید و انتظار ندارید او خودش بتواند از عهده اتاقش بربیاید و اگر سرپیچی کند و دربرابر تان مقاومت و لجبازی نشان دهد، شما تسلیم شده و خودتان دست به کار می شوید. حتی به او عملا اعلام می کنید که او مجبور نیست آن چه شما می خواهید انجام دهد و آن چه بر زبان می آورید با هدف و منظورتان تفاوت دارد. اشتباه نکنید، وقتی بچه ها این پیام را دریافت کنند، صلاحیت و اختیار شما به مخاطره می افتد. بله، مطمئنا اگر خودتان اتاقش را مرتب کنید ظاهرا راحت تر هستید اما در بلند مدت منجر به بی انگیزه شدن فرزندتان در انجام امورمربوط به خودش یا احتمالا مسئولیت پذیری اش خواهد شد. قانون مبتنی بر تجربه این است که، وقتی فرزندتان دوران ابتدایی اش را می گذراند باید بتواند بیشتر امور مربوط به اتاقش را انجام دهد. شما فقط باید او را مسئول بدانید واین نکته را به او یادآوری کنید.


*برای امتیازی که قرار است به او بدهید شرط بگذارید.
یک راه خوب برای مسئول کردن بچه ها  نسبت به انجام کارهای مربوط به اتاق و حیطه شان این است که پاداش یا امتیازی که قرار است به او بدهید را مشروط کنید به انجام کامل کاری که از او خواسته اید. بنابراین اگر تصمیم گرفته اید امروز باید تمام لباس ها مرتب شوند، تا زمانی که این کار انجام نشده از کامپیوتر خبری نیست! برای فردا هم روی چیز دیگری کار کنید. ایده خوبی است که برای تمیز و مرتب کردن اتاق ، یک برنامه هفتگی داشته باشید، این یعنی؛ برنامه تفریحی و آزاد آخر هفته شان شروع نخواهد شد مگر این که اتاقشان مرتب و تمیز باشد. آیا این شیوه واقعا تضمین می کند که فرزندتان دیگر برای همیشه اتاقش را مرتب نگه دارد؟ خیر! اما سیستم پاداش دهی مشروط، به او کمک خواهد کرد به مرور زمان رفتارهای مطلوب را یاد بگیرد. به گفته جیمز لِمان: " شما می توانید یک اسب را به سمت آب هدایت کنید اما نمی توانید وادارش کنید آب بخورد، ولی مطمئنا می توانید تشنه اش کنید!"

 

منبع:tebyan.net


تفاوت روانشناسی اجتماعی با جامعه شناسی


تاریخ انتشار پست : 1396/4/22 بازدید : 6

تحصیلات مربوط به جامعه نقش حیاتی را درشکل دادن مردم به افراد مسئولیت پذیر اجتماعی، ایفا می کند.

درک چگونگی رفتار یک جامعه به عنوان یک نهاد یک پارچه ، موارد تاثیر گذار بر روی رفتارها و الگو های آن، نقش فرهنگ ها و مذاهب، جنبه هایی هستند که هم در روانشناسی اجتماعی و هم در جامعه شناسی تحت بررسی قرار می گیرند.

شباهت های بسیاری بین روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی  وجود دارد. برای مثال، هر دوی آن ها بر روی بهتر ساختن جامعه تمرکز می کنند، گر چه ممکن است روش های آنها کاملا متفاوت باشد.

در این مقاله به بیان تفاوت های موجود بین روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی میپردازیم.
روانشناسی اجتماعی:

روانشناسی اجتماعی شاخه ای از روانشناسی است که بر جامعه تمرکز دارد.

به گفته ی گوردن آلپورت،روانشاس، روانشناسی اجتماعی رشته ای است برای درک و چگونگی تاثیر گیری افکار، احساسات و رفتارهای اشخاص از دیگر انسان ها ، چه واقعی ، چه خیالی و چه ضمنی ، از روش های علمی استفاده می کند.

روانشناسی اجتماعی شامل زمینه هایی از قبیل درک اجتماعی، رفتار گروهی، پرخاشگری، تعصب، انطباق، رهبری و غیره می باشد.

اساس روانشناسی اجتماعی به زمان افلاطون باز می گردد که در آن زمان به عنوان “ذهن جمعیت” شناخته می شد. اما توجه اصلی به این رشته از جنگ جهانی دوم به بعد آغاز شد.

روانشناسی اجتماعی علمی و تجربی است.

روانشناسان اجتماعی متغیرهای موقعیتی را بررسی کرده و سعی می کنند برای رفتارهای اجتماعی توضیحی ارائه دهند.آن ها به دنبال پیدا کردن ارتباطی بین محیط اجتماعی، رفتار ها و نگرش ها هستند.

 
جامعه شناسی:

جامعه شناسی نسبتا یک موضوع گسترده تر می باشد.

جامعه شناسی شامل مطالعه ی روابط و نهادهای بشری است.جامعه شناسی گسترده و متنوع است و تقریبا تمام جنبه هایی که بر روی جامعه تاثیر می گذارد را تحت بررسی قرار می دهد.

جامعه شناسان چگونگی تاثیر مذاهب ، فرهنگ ها ، نژادها، طبقات اجتماعی ، وضعیت اقتصادی و غیره را بر روی عملکرد جامعه بررسی می کنند. جامعه شناسان تمامی تغییرات جامعه را ، چه جزئی و چه شدید، مورد بررسی قرار می دهند.حتی کوچکترین تغییری در جامعه ممکن است دلایل جالبی به همراه داشته باشد.

جامعه شناسان هر چیزی که یک انسان در طول زندگی خود تجربه می کند را مورد مطالعه قرار می دهند. از مسائل عشقی، هویت نژادی و جنسیتی، تعارض خانوادگی، رفتار منحرف، سال خوردگی و عقاید مذهبی گرفته، تا مسائلی مانند جرم و جنایت و قانون، فقر و ثروت، تعصب و تبعیض، مدارس و آموزش و پرورش، شرکت های کسب و کار، جامعه شهری و مسائلی در سطح جهانی مانند جنگ و صلح ، هیچ چیز نمی تواند از نظر جامعه شناسان پنهان بماند.

آزمایش ها و روش های تحقیقاتی جامعه شناسی با روانشناسی اجتماعی متفاوت است.

جامعه شناسان از جمع آوری داده ها در دوره های طولانی تر، انجام بررسی هایی در مقیاس بزرگ تر، و انجام سرشماری و استفاده از آمار و ابزارهای دیگر برای تفسیر اطلاعاتی از جمله داده های تاریخی که در حال حاضر در دسترس است ، استفاده می کنند.

پس بطور خلاصه:
– روانشناسی اجتماعی زیر شاخه ای از روانشناسی است اما جامعه شناسی اینطور نیست.

– روانشناسی اجتماعی جزئی تر است در حالی که جامعه شناسی گسترده و متنوع تر می باشد.

– روش ها و عملکرد های این رو با هم متفاوت هستند.

– روانشناسی اجتماعی با استفاده از متغیرهای موقعیتی و روش های علمی تحقیق می کند اما جامعه شناسی با استفاده از آمار، مشاهدات جمعیت، سرشماری، و روش های دیگر کار می کند.

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد